با سلام و درود بر همه عزيزان و تبريك آغاز هفته دفاع مقدس نصرمن الله و فتح قريب و بشر المومنين همانگونه كه در قسمت اول مقاله جامع سيد خراساني ديديم با وجود انطباق نشانه هاي 12 گانه انقلاب موعود روايات در مشرق زمين بر انقلاب اسلامي ايران و همچنين دلايل متعدد ديگر ، بدون هيچ شك و ترديدي همانگونه كه بسياري از بزرگان و محققين اعتقاد دارند اين انقلاب مقدس به آينده نزديك به واقعه مبارك ظهور متصل خواهد شد ، و بنابر آنچه روايات شريف نشان مي دهد سيد خراساني از دل همين انقلاب موعود است كه ظاهر گرديده و نقش مهم و سرنوشت ساز خويش را در هدايت اين حركت بزرگ به سمت ظهور انجام مي دهد. بيش از دهها روايت به طور مستقيم و غيرمستقيم به حضور سيدخراساني و خروج او از مشرق زمين اشاره دارد كه ما در اين مقاله بخشي از آن را ذكر كرده ايم ، منابع معتبر شيعه و اهل سنت حاوي روايات مذكور مي باشد. هرچند برخي اعتقاد دارند كه سيدخراساني اشاره به واقعه قيام ابومسلم خراساني از خراسان و حركت بني عباس براي رويارويي با بني اميه مي باشد ولي نشانه ها و دلايل ترديدناپذيري اين فرضيه را رد مي نمايد من جمله اين كه در مجموعه روايات حركت بني عباس براي مقابله با بني اميه و پرچم هاي سياه از خراسان در آن زمان كه به حمايت از بني عباس خروج كردند نيز ذكر گرديده و البته مورد مذمت اهل بيت(ع) قرار دارد ، در حالي كه اكثريت روايات پرچم هاي سياه و قيام سيدخراساني موعود در آستانه ظهور را به طور ملموسي از پرچم هاي سياه عهد بني عباس جدا كرده و برخلاف پرچم هاي قبلي ، ضمن تمجيد فراوان از صاحب اين پرچم ها و حركت هدايتي آنها ، مسلمانان عصر ظهور را به ياري آنها امر و تشويق مي كند و در نهايت پايان درخشان حركت سيدخراساني و پرچم هاي سياه آن و تحويل آنها به امام مهدي(عج) و حركت به سمت بيت المقدس را به تصوير مي كشند. اما سيدخراساني به عنوان رهبر ايرانيان قيام كننده در عصر ظهور ، اهميت بسيار زيادي در تحولات بزرگ ظهور دارد ، روايات مختلفي حاكي از اهداء پرچم (اسلام يا انقلاب و حكومت زمينه ساز ايرانيان) به امام عصر(عج) توسط اين شخصيت برجسته و مورد تمجيد اهل بيت(ع) مي باشد ، در حال حاضر كتابهاي مختلفي در اين زمينه به رشته تحرير درآمده است و محافل مجازي گسترده اي درباره بحث در مورد اين شخصيت بزرگ فعال مي باشند ، برخلاف شخصيت شعيب كه در طي سالهاي گذشته مصاديق متعددي در مورد آن معرفي شده است ، براي سيدخراساني (به جز يك مورد مبهم غيرقابل قبول ) تنها يك مصداق مهم و روشن در طي دو دهه گذشته مطرح گرديده است كه آن مصداق هم كسي نيست جز مقام معظم رهبري(مدظله) كه در محافل گوناگون از سالها پيش بحث سيدخراساني بودن معظم له مطرح بوده است و در طي چند سال گذشته نيز اين بحث به صورت جدي تري مطرح گرديده است. در ابتدا بايد عرض كنيم كه آنچه در بحث سيدخراساني بودن امام خامنه اي (مدظله) بسيار مهم و قابل توجه است اين نكته روشن و آشكار است كه سيدخراساني بودن معظم له بعنوان يكي از دلايل بسيار مهم نزديكي ظهور مطرح مي باشد كه نشان مي دهد ما تا چه اندازه به واقعه شريف ظهور نزديك شده ايم مخصوصا در اين شرايط بسيار پيچيده و حساس كه برخي افقهاي تيره و تار حمله دشمنان ، رهبري انقلاب اسلامي بعد از امام خامنه اي(مدظله) و.... را مطرح مي كنند ، بحث سيدخراساني بودن معظم له افق تابناك و روشن ، دست يافتني و قريب الوقوعي را فراروي انقلاب قرار مي دهد كه بسيار بهجت زا و انژري بخش بوده و به منتظران امام زمان(عج) براي برداشتن قدم آخر نيرو و اميد مي دهد. البته در قدم بعدي منافع ديگر اين بحث مانند رصد تحولات و جريانات داخلي و جهاني با اين ديدگاه و همچنين يقين به درستي راه در ابتلائات و فتنه هاي شديد آخرالزمان كه روز به روز شديدتر مي شود و بسياري در برخي از بديهيات گذشته شك مي كنند ، مي تواند مطرح باشد.
ما در قسمت سوم كه در دو بخش ارائه خواهد شد ضمن ارائه مجموعه اي از احاديث مرتبط با قيام سيد خراساني ، در ابتدا به استخراج صفات مختلف سيدخراساني از روايات پرداخته و در ادامه انطباق يك به يك آنها را بر مقام معظم رهبري(مدظله) خواهيم ديد و در ادامه ضمن طرح دلايل مختلف عقلي بر سيدخراساني بودن امام خامنه اي(مدظله) موارد متعددي كه به اين حقيقت درخشان اشاره دارد را مطرح خواهيم كرد. مجموعه احاديثي كه از منابع روايي براي سيد خراساني مي توان در نظر گرفت به شرح زير است : 1 - جابر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: جوانى(جوانمردي) از بنى هاشم كه خالى در كف دست راست خود دارد با بيرقهاى سياهى از طرف خراسان خروج ميكند كه شعيب بن صالح در جلو او خواهد بود و با اصحاب سفيانى جنگ كرده آنها را شكست ميدهد فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 36عقد الدرر /128 ، الحاوى 2/68 و ملاحم ابن طاووس /53 .2 - سفيانى لشكرى بمدينه ميكشد و امر ميكند هر كسى را كه از بنى هاشم در آنجا باشد حتى زنهاى آبستن را بكشند، اين كار را بعلت آن ميكند كه يك نفر هاشمى با اصحاب خود از طرف مشرق خروج ميكند. . فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 40- باب 1083- رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ياد بلائى كرد كه دچار اهل بيتش مىشود تا اينكه خدا مردى را با بيرق سياه از طرف مشرق بفرستد كسى كه آن بيرق را يارى كند خدا او را يارى ميكند و كسى كه نصرت آن را ترك كند خدا نصرتش را ترك ميكند، بعدا مىآيند نزد مردى كه نامش نام من است و او را سرپرست خود ميكنند و خدا او را يارى و تأييد مينمايد. فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، باب 100 متن، ص: 384- بنى فلان حتما سلطنت ميكنند وقتى سلطنت نمودند و كارشان باختلاف كشيد، پراكنده ميشوند و دولتشان از كف ميرود، تا آنگاه كه خراسانى و سفيانى يكى از مشرق و ديگرى از مغرب مانند اسبانى كه مسابقه ميدهند يكى از اين طرف و ديگرى از آن طرف سعى مىكنند زودتر وارد كوفه شوند! و نابودى بنى فلان بدست آنها خواهد بود. و يكنفر از آنها باقى نميماند.. مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 10125- امام محمد باقر(ع) : «ناگزير بني عبّاس بايد به حكومت رسند، پس چون به حكومت رسيدند و دچار اختلاف شدند و كارشان دچار از هم پاشيدگى شد ، خراساني و سفيانى بر ايشان خروج كنند، اين از مشرق و آن ديگر از مغرب و همچون دو اسب مسابقه به سوى كوفه از يك ديگر پيشى جويند. غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 3666- دو لشگر آزادي بخش يماني. و خراساني همانند دو اسب مسابقه به دنبال يكديگر وارد مي شوند كه گرد راه بر سر و صورتشان نشسته و اسلحه چنداني بر تنشان ديده نمي شود ، ولي با ارده هاي آهنين و تيرهاي فولادين.... الزام الناصب ص 177 ، بشاره الاسلام ص 59 7- بعد از آن سفيانى هفتاد هزار لشكر بكوفه مىفرستد. آنها مردم كوفه را يا مىكشند يا دار ميزنند و يا اسير ميگيرند. در آن ميان چند لشكر از خراسان حركت كرده و با سرعت برق، منازل ميان راه را طى مىكنند. چند نفر از ياران قائم در ميان آنهاست. مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 10188- سفيانى دستور كشتار اهل كوفه و مدينه را مى دهد . در همين وقت پرچم هاى سياه از خراسان مى آيند . فرمانده كل ، جوانى(جوانمردي) از بنى هاشم است كه در دست راستش خالى دارد . خدا كار و راهش را آسان و هموار مى كند . در «تخوم» خراسان نبردى خواهد داشت . سيد هاشمى روانه رى مى رود و مردى از بنى تميم را براى جنگ با امويان به طرف اصطخر مى فرستد كه به او شعيب بن صالح مى گويند . سفيانى، مهدى و هاشمى در منطقه « بيضاى اصطخر » به هم مى رسند . چنان نبردى ميانشان رخ مى دهد كه خون تا ساق اسب ها مى رسد ! ابن حماد /869-. سفيانى و پيروانش خروج ميكنند و قصدى جز كشتن و آزار اولاد پيغمبر و شيعيان آنها ندارد او يك لشكر بكوفه ميفرستد، و جمعى از شيعيان آنجا را ميكشد و گروهى را بدار ميزند، و لشكرى از خراسان آمده در ساحل شط دجله فرود مىآيند.مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1001الزام الناصب – جلد دوم – ص 13010- آمدن سفيانى و يمنى و خراسانى در يك سال و يك ماه و يك روز مىباشد مانند گردن بندى كه دانههاى آن منظم و يكى از پى ديگرى است.مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 101211-امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:. هنگامى كه قيامكننده در خراسان قيام كند و بر سرزمين كوفان و ملتان مسلّط شود و از جزيره بني كاوان بگذرد... غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 39212- قيام قائم هنگامى است كه يكنفر در خراسان قيام كند و بر كوفه و ملتان. غالب گرددمهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 101613 - و پرچمهائى بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از مشرق زمين ميايند در سر نيزههاى آنها مهر سيد اكبر زده شده قائد آنها مردى از خاندان پيغمبر است آن پرچمها در شرق پديد مىآيد و بوى آن مانند مشك معطر بغرب ميرسد. ترس و رعب آنها يكماه پيش از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار ميگيرد، آنگاه در كوفه فرود ميايند و اولاد ابو طالب بخونخواهى پدران خود قيام ميكنند در آن گير و دار ناگهان لشكر يمنى و خراسانى مانند دو اسبى كه مسابقه ميدهند از راه ميرسند. مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1060 الزام الناصب – جلددوم- چاپ بیروت . الغصن الثامن - الآية الثانية عشرة - ص 12014 - «گويا دو نفر حسنى و حسينى را مىبينم كه پرچم را برافراشتهاند و حسنى پرچم خود را بحسينى تسليم مىكند» و مردم هم با وى بيعت مىكنند.15- مردمي از مشرق خروج مي كنند و براي حضرت مهدي زمينه سازي مي كنند.منتخب الاثر-ص 304 ، الزام الناصب ص 253 ، الملاحم و الفتن ص 43 . 16- رسول اللَّه(ص): اى جعفر آيا نمىخواهى تو را بشارت دهم؟ آيا تو را باخبر نسازم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه، آن حضرت فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كسى كه آن پرچم را به قائم مىسپارد از نسل تو است، آيا مىدانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان كسى است كه صورتش چون دينار است و دندانهايش چون شانه منظم و شمشيرش چون شعله آتش است، با خوارى داخل كوه مىشود و با عزّت از آن بيرون مىآيد، و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مىگيرند.غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 35017 - آنگاه خداوند مرد نيرومند عجمي را بر آنها مسلط مي كند كه از منطقه اي برمي خيزد كه سلطنت از آن آغاز شده است(يعني از خراسان ) وارد شهري نمي شود جز اينكه آن را مي گشايد ، پرچمي بر عليه او برافراشته نميشود جز اينكه سرنگون مي شود ، نغمه اي بر عليه او ساز نمي شود جز اينكه آنرا نابود مي سازد ، واي بر كسيكه با او درگير شود ، اوهمچنين پيش مي رود و پيش مي تازد و هر روز پيروزي جديدي به دست مي آورد تا همه پيروزي هايش را به مردي از عترت من تقديم كند كه به سوي حق فرا مي خواند و به آن عمل مي كند.غيبت نعماني ، ص 132، بشاره الاسلام ص 47 و 79 ملاحم و الفتن ص 2918- و مردى از اهل بيت آن حضرت در مشرق خروج كرده در مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود گرفته (عدهاى را ميكشد و از برخى) انتقام ميكشد و متوجه بيت المقدس مىشود...الحاوي للفتاوي ج 2 ص 142 و 146 ، الملاحم و الفتن ص 5319- مردى از فرزندان حسين از طرف مشرق خروج ميكند كه اگر كوههاى او را استقبال كنند (كه از او جلوگيرى نمايند) آنها را خراب كرده جاده خود قرار مىدهد. فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 70 – باب 195همچنين ابن حماد 1/372 به نقل از عبدالله بن عمر آورده است كه معصوم(عليه السلام) فرمود : مردى از فرزندان حسين(ع) از طرف مشرق مى آيد . اگر كوه ها سد راه وى شوند ، آنها را خاك كرده و راهى از ميان آنها مى يابد6+الامام المهدي(عج) ، بشاره الاسلام ص 5 و 103 ، الزام الناصب ص 6420 - چون نشانه هاي ظهور فرا رسد ، خداوند يكي از شيعيان ايراني را برمي انگيزد كه گرامي ترين اسب سوار عرب است ، خداوند به وسيله آنها دين را ياري مي كند بشاره الاسلام ص 2921 - خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزيرة العرب و خراب بصرة على يد رجل من ذريتك تتبعه الزنوج و خروج رجل من ولد الحسين بن على و ظهور الدجال يخرج من المشرق من سجستان و ظهور السفيانى ، و خروج رجلٍ من ولد الحسين(ع) اثباة الهداه ، ج 7 / ص 390 و 391. 22- و خروج رجلٍ من ولد الحسين ابن علي مردي از اولاد حسين پيش از ظهور حضرت مهدي قيام و انقلاب خواهد نمود كمال الدين و اتمام النعمه، شيخ صدوق، با تحقيق علي اكبر غفاري، چ اسلامي، ج 1، ص 283.23 - چون حكومت بني فلان سپري شود، خداوند با مردي از ما اهل بيت(ع) بر آل محمد(ص) منت مي نهد ، كه با تقوا گام مي سپارد و بر اساس هدايت رفتار مي كند ، و در كارهايش رشوه نمي گيرد ، به خدا سوگند نام خود او و پدرش را مي دانم ، آنگاه به محضر امام عادل از ما مي رسد .بشاره الاسلام ص 16124 - اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايند: «سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند در حالي كه ميان آنان جواني(جوانمردي) از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش، خال (خلل)است و در پيشاپيش لشكريان او، شخصي از قبيلة بني تميم به نام شعيب بن صالح قرار دارد». ابن حماد، فتن، ص 86.25- مرد كوسه گندم گون و متوسط القامتى كه شعيب ابن صالح نام دارد و غلام بنى تميم است با چهار هزار نفر كه لباسشان سفيد، بيرقهاشان سياه است از شهر رى خروج ميكند، او مقدمه (خروج) مهدى عليه السّلام است، با كسى ملاقات نميكند مگر اينكه آن را خواهد كشت فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 95 ص: 3626- جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: جواني(جوانمردي) از بني هاشم از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کند که در کف دست راست او خالی(خللی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد. الملاحم و الفتن باب97 ص52 27- هنگامي كه سپاه سفياني به سوي كوفه عزيمت مي كند ، سفياني گروهي را به جستجوي اهل خراسان مي فرستد ، كه براي ياري حضرت مهدي(عج) خروج كرده اند ، سپاه سفياني با سپاه سيد هاشمي(سيدخراساني) كه پرچم هاي سياهي دارند و پرچمدارش شعيب بن صالح است در دروازه اصطخر روبرو مي شود ابن حماد ص86، الملاحم و الفتن ص 51 ، بشاره الاسلام ص 184 28 - فرمانده آنها مردي از تميم بنام شعيب بن صالح است ، بزرگ و كوچك شمشير به دست گرفته و وارد كارزار مي شوند ، سيد حسني (حسيني) كه صورتش چون ماه تابان است در اين نبرد شمشير مي زند. الزام الناصب ص 201 و 218 ، بحارالانوار ج 53 ص 15 و 35 29 - تخرج رايات السود يقاتل السفياني ، فيهم شاب من بني هاشم پرچم هاي سياهي براي نبرد با سفياني به حركت درمي آيد كه در ميان آنها جواني(جوانمردي) از بني هاشم هست كه صورتش چون قرص قمر است و در دست راستش خالي(خللي) هست ، در پيشاپيش اين سپاه شعيب بن صالح تميمي است كه كلاههاي سپاهيانش سياه است و جامه هايشان سفيد. سپاه سفياني را شكست مي دهند و به سوي غرب پيش مي روند و زمينه را براي حضرت مهدي فراهم مي كنند ، فاصله بين خروج او تا تقديم امور به حضرت مهدي(عج) هفتاد و دو ماه مي باشد. الملاحم و الفتن ص 41 ، بشاره الاسلام ص 18530- عده اى با پرچم هاى سياه با سفيانى مى جنگند . ميان آنها جوانى(جوانمردي) از بنى هاشم است كه در دست چپش خالى دارد ; پيشاپيش سپاه مردى از بنى تميم به نام شعيب بن صالح است و ياران سفيانى را شكست مى دهد . به نقل از ابن حماد 1/314 ، الحاوى 2/69 وجمع الجوامع 2/103 .31- شعیب بن صالح، جوان گندمگون و تیزفهمی از اهالی تهران که سرپرستی نیروهاي خراساني را بر عهده دارد. الممهدون المهدی، ص 54 به نقل از شش ماه پایانی، ص 9432 -اگر از مردي كه از مشرق برمي خيزد پيروي كنيد ، شما را به راه و روش پيامبر مي برد ، و شما را از كوري نجات مي يابيد و زحمت جستجو از شما برداشته مي شود ، و وظيفه سنگيني را از گردن خود ساقط مي كنيد. بشارت الاسلام ص 6433- از کتاب سرور الایمان وفی البحار از اصبغ بن نباته نقل می شود: از امیرالمومنین شنیدم که به مردم می گفت:(خطبه طولانی علائم ظهور و جزئیات خروج سفیانی تا ....)" ...وخروج سفیانی با پرچم قرمز که فرمانده آنها مردی از بنی کلب [......]و دوازده هزار نیرو از نیروهای سفیانی که به سوی مکه و مدینه روی می آورند [......]وسیصد هزار نفر به کوفه می فرستد آنها را نظام داده و[.....]پرچم هایی از مشرق بالا می روند ،اینها را مردی از آل محمد (ص)که از مشرق ظاهر می شود پیش می برد که بویش مانند مشک در غرب احساس میشود جلوتر از ورود او رعب وترس شهر را فرا می گیرد ،تا اینکه خون خواهان پدرانشان در کوفه به صف می ایستند و بر آنها سوار خراسانی جلو می افتد ،همانند اسب مسابقه دهنده ،اسبش جلو می افتد،هنگامی که نگاه می کند ،باطن آنها را در می یابد و می گوید که بعد از این هیچ خیری در مجلس ما نیست ،خدایا ما توبه کنندگانیم وایشان بزرگانی هستند. که خدا وصفشان را در کتابش فرموده:خدا توبه کنندگان وپاکیزگان را دوست دارد ، و نگاه می کند به ایشان وخارج می شود"الزام الناصب – جلددوم- چاپ بیروت . الغصن الثامن -. ص120 34- آنگاه سيد حسنى آن جوان(جوانمرد) زيبا از طرف سرزمين ديلم(فارس) خروج كرده و با صداى رسا صدا ميزند: اى آل احمد! دعوت آن كس را كه از غيبتش متأسف بوديد.اجابت كنيد اين صدا از ناحيه ضريح پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بلند مىشود پس گنجهاى خدا از طالقان او را پذيره ميشوند. آنها گنجهائى هستند اما چه گنجى كه نه طلا و نه نقره است بلكه مردانى هستند كه ايمانى فولادين دارند، و بر اسبهاى چابك سوار و اسلحه بدست گرفته و پى در پى ستمگران را كشته تا آنكه وارد كوفه ميشوند و در آن موقع اكثر روى زمين را از لوث وجود بيدينان صاف كردهاند. آنها كوفه را محل اقامت خود قرار ميدهند. چون خبر ظهور مهدى عليه السّلام باو (سيد حسنى) و اصحابش ميرسد، اصحابش باو ميگويند: اى پسر پيغمبر! اين كيست كه در قلمرو ما فرود آمده؟سيد حسنى ميگويد: با من بيائيد تا ببينم او كيست و چه مىخواهد. بخدا قسم سيد حسنى ميداند كه او مهدى است و او را مىشناسد، ولى براى اين ميگويد كه باصحابش بشناساند كه او كيست.سيد حسنى بيرون مىآيد تا بمهدى ميرسد و از وى مىپرسد: اگر تو مهدى آل محمد هستى عصاى جدت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و انگشتر و پيراهن و زرهش موسوم به «فاضل» و عمامه مباركش بنام «سحاب» و اسبش «يربوع» و «عضباء» شترش و «دلدل» قاطرش و «يعفور» الاغ آن سرور و اسب اصليش «براق» و قرآنى كه امير المؤمنين جمع- آورى كرده كجاست؟ «1» مهدى عليه السّلام تمام اينها را بيرون آورده به سيد حسنى نشان ميدهد آنگاه عصاى پيغمبر را گرفته و بسنگ سختى ميزند، في الحال سنگ مانند درخت سبز مىشود؛ و شاخ و برگ در مىآورد. مقصود سيد حسنى اينست كه بزرگوارى مهدى عليه السّلام را باصحاب خود نشان دهد تا حاضر شوند با وى بيعت كنند. آنگاه سيد حسنى عرض ميكند: اللَّه اكبر! يا ابن رسول اللَّه! دست مباركت را بده تا با شما بيعت كنيم، مهدى هم دستش را دراز كرده و حسنى نخست خود و سپس ساير لشكريانش با وى بيعت مىكنند.. مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1165 صفات استخراج شده براي سيدخراساني از روايات شريف : 1- سيد خراساني شاب است2- سيد خراساني از بني هاشم بوده و نسبي حسيني(يا حسني) دارد3- سيد خراساني از خراسان(مشرق زمين و ايران) قيام مي كند4- سيد خراساني دشمن سرسخت سفياني بوده و با او به شدت درگير مي شود5- سيد خراساني بر دست راستش نشانه يا خللي دارد6- سيد خراساني صبيح الوجه بوده و چهره اي زيبا و ماه گونه دارد7- سيد خراساني شعيب بن صالح را به فرماندهي لشگر خود انتخاب مي كند8- سيد خراساني رهبر اهل مشرق زمين است9- سيدخراساني مقام بسيار بلندمرتبه اي در نزد اهل بيت(ع) دارد.10 – سيد خراساني اراده بسيار محكم و خلل ناپذير دارد. 11- سيد خراساني پرچم اسلام را به امام زمان(عج) تحويل مي دهد 12- سيد خراساني داراي لشگري مجهز و قدرتمند است.13- مقصد و هدف سيد خراساني بيت المقدس بوده و مسير حركت او از عراق مي گذرد.14 – سيد خراساني عالمي آشنا به شريعت اسلام است15- سيد خراساني امام زمان(عج) را مي شناسد ، براي او زمينه سازي كرده و بيعت مي گيرد بررسي انطباق صفات سيد خراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) 1- سيد خراساني " شاب " است موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث سيد خراساني : حدیث 1) جوانى(جوانمردي) از بنى هاشم(شاب من بني هاشم) كه خالى در كف دست راست خود دارد .حدیث 8 ) فرمانده كل ، جوانى از بنى هاشم(شاب من بني هاشم) است كه در دست راستش خالى دارد. حدیث 26 ) ميان آنان جواني (جوانمردي) از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش....حدیث 29 ) جواني(جوانمردي) از بني هاشم هست كه صورتش چون قرص قمر است . حدیث 34 ) سيد حسنى آن جوان زيبا(الفتي الصبيح) از طرف سرزمين ديلم. يكي از صفاتي كه در روايات براي سيدخراساني ذكر گرديده است ، صفت " شاب " است ، مثلا در حديث شماره 1و 8 و 26 و... به نقل از امام محمد باقر(ع) داريم : يخرج " شاب" من بني هاشم .... يا در حديث شماره 29 داريم تخرج رايات سود يقاتل السفياني فيهم "شاب" من بني هاشم .... پس صفت " شاب " يكي از مشخصات سيد خراساني مي باشد كه در چند روايت مورد اشاره قرار گرفته است ، كه در ادامه ما به طور كامل در مورد اين حديث صحبت خواهيم كرد. البته در بسياري از احاديث نيز سيدخراساني با لفظ " رجل " مورد اشاره قرار مي گيرد كه با توجه به عدم وجود استفاده مرسوم براي رجل(جنسيتي در مقابل "امراه"(زن)) در اين جايگاه(فرماندهي لشگر) مي تواند شبهه اي ضعيف مبني بر كم سن سال بودن سيدخراساني را رفع نمايد.البته در روايت شماره 34 كلمه " فتي " استفاده شده است كه در مورد آن نيز صحبت خواهيم كرد. همانگونه كه در مقاله شعيب به صالح عرض كرديم ، در زبان عربي كلمه شاب به چند معني بكار مي رود : 1- جوان و كم سن و سال2- داراي نيروي شاب ، باطراوت و شاداب3- "شاب" مقابل "شيخ" : در فرهنگ عرب سنين زير 50 سال را "شاب" گفته و بالاي اين سن را "شيخ" مي گويند. در فرهنگ و لغت عربي ، شاب علاوه بر جوان ، به دارندگان نيروي جواني و افراد باطراوت و شاداب نيز اطلاق مي گردد پس عرب هر كسي كه واجد يكي از سه معني فوق باشد را " شاب " مي داند و لزومي هم ندارد كه هم زمان فردي هر سه معني را دارا باشد.يعني يك فرد در هر سن و سالي اگر داراي نيروي جواني و طراوت و سرزندگي باشد ، عرب او را شاب مي داند. اما صفت شاب بودن به معني طراوت و شادابي و نيروي جواني تا چه اندازه در مقام معظم رهبري(مدظله) وجود دارد ؟ كساني كه معظم له را از نزديك مي شناسند به خوبي مي دانند كه ايشان به معناي واقعي كلمه واجد صفت شاب به معني طراوات و شادابي و سرزنده گي مي باشند ، معظم له تا همين اواخر برنامه كوه پيمايي در صبح هاي زود كه در طول هفته يكي دوبار به طور منظم انجام ميشد را به طور مستمر داشتند كه چالاكي و چابكي ايشان در صعود به كوهها باعث حيرت و شگفتي اطرافيان وي بوده است ، كوهنوردي هاي مستمر و هفتگي مقام معظم رهبري(مدظله) ، اوج طراوات و سرزندگي و آمادگي ، بسياري از نزديكان معظم له در اين كوهنورديها از چابكي و چالاكي ايشان مي گويند. يا ايشان با اين سن و سال به نقل از خودشان در فرصت هاي مناسب در خانه به همراه فرزندان به واليبال مي پردازند يا ذكر اين خاطره در اسب سواري ايشان خالي از لطف نيست : یکی از روزهایی که به کوه آمده بودند، دو راس اسب آماده کردم تا اگر خواستند، اسب‌سواری کنند. من خودم خبره این کارم. اسب آرام را برای ایشان گذاشتم، گفتم شاید زیاد بلد نباشند، خوب نیست جلوی ما. مراعات دستشان را هم می‌کردمهنگام سوارشدن، چابکی بیش‌تری از من نشان داد. خیلی تند و تیز روی اسب نشست و اسب را به جلو راند. در آن منطقه کوهستانی این‌گونه اسب راندن هنر می‌خواهد. تازه خیلی هم دقت می‌کرد، هیچ فشاری به اسب نیاید نشاط و سرزندگي مقام معظم رهبري(مدظله) يكي از خصوصيات بارز معظم له مي باشد كه البته اين نشاط و سرزندگي از بهجت و سرور عرفاني به همراه آمادگيهاي جسماني نشات مي گيرد پس مي بينيم صفت " شاب" به عنوان يكي از صفات سيد خراساني به معني سرزنده ، با طراوات و داراي نيروي جواني بودن به طور كامل در معظم له وجود دارد همچنانكه ديديم در بيان خصوصيات سيد خراساني در روايت شماره 34 كلمه " فتي " استفاده شده است ، اين كلمه نيز مانند كلمه شاب ، علاوه بر اينكه معني جوان مي دهد معني جوانمرد و سخي را نيز در برمي گيرد و به خوبي مي بينيم كه با اين عبارت " فتي " به خوبي بر مقام معظم رهبري(مدظله) منطبق مي باشد. يكي ديگر از صفات ذكر شده براي سيد خراساني " فتي " است ، فتي در فرهنگ و لغت عربي به دارندگان روح جوانمردي و سخاوت نيز اطلاق مي گردد همچنانكه ديديم ، صفت شاب نيز به افراد باطراوت و سرزنده در هر سني اطلاق مي شد. معني كلمه " فتي " در فرهنگ لغت معين نكته قابل توجه اين است كه همانگونه كه جوانمرد در ظاهر در معني لعنوي " مرد جوان " معني مي دهد اما از لحاظ مفهومي بر هر انسان داراي صفات و فضايل والا در هر سن و سالي حتي در سنين كهنسالي صدق مي كند ، در فرهنگ عرب نيز كلمات "شاب" و " فتي " چنين كاربردي دارند. آيا ممكن است سيد خراساني فردي جوان و كم سن و سال باشد؟! بررسي شواهد و قرائن و واقعيتهاي جامعه كنوني و عصر حاضر كه عصر ظهور است نشان مي دهد كه احتمال اين مسئله نزديك به صفر است ، زيرا همانگونه كه در قسمت اول مقاله ديديم انقلاب ما انقلاب موعود روايات عصر ظهور است كه انشاالله به ظهور متصل خواهد شد يعني اينگونه نيست كه مثلا انقلاب ما نابود شود و باز در سرزمين مشرق زمين كفر و الحاد و فساد حاكم گردد و آن وقت در آستانه ظهور سيدخراساني كه شخصي جوان و كم سن و سال است بتواند قيام كرده و در ابتدا حاكم ايران و سپس سفياني را شكست دهد و پرچم را به دست امام زمان(عج) بسپارد ، پس اگر انقلاب اسلامي تا زمان ظهور باقي باشد ، سيد خراساني همچنانكه روايات بيان مي دارند شخصي واجد صفات خارق العاده نباشد و از طرفي ما در آستانه ظهور باشيم كه تمام نشانه ها حاكي از اين مسئله دارد ، آن وقت قيام جواني گمنام و كم سن و سال در كوتاه مدت و به دست گيري حكومت مقدمه ساز ظهور كه جريان سيدخراساني را از دل خود بيرون مي دهد ، امري غيرعقلاني و دور از ذهن است. علاوه بر اينكه سابقه تاريخي قيام هاي به حق و براي حق نشان مي دهد كه مردم و مسلمانان تنها در صورتي حاضرند كه از جان و مال خويش براي فردي بگذرند و به نداي لو لبيك گويند كه عمري او را به ديانت و تقوا شناخته باشند و به درست بودن راهش يقين كامل كنند مانند قيام حضرت امام(ره) در سال 42 كه پشتوانه اي از زهد و تقوي و علم و سابقه درخشان چند دهه اي برخوردار بود و باعث شد كه وقتي " حاج آقا روح الله " علم انقلاب را بر دوش گرفت و خواستار لبيك و پشتيباني مردم شد ، توده هاي مردمي با توجه با سابقه درخشان و زهد و تقوي اين مرد الهي در ياري كردنش به يقين قلبي برسند. البته اين مسئله در مورد قيام هاي باطل صحيح نيست ، سرمداران باطل با قدرت زر و زور و تزوير و دروغ توده هاي مردمي را فريب مي دهند و در راه مقصد خود به كار مي گيرند اما جريان حق براي استفاده از قدرت مردمي تنها يك راه دارد و آن هم كسب اعتماد و يقين مردم بر حق بودن راه خود است. در مورد سيد خراساني كه قيامي به حق است نيز اين مسئله صادق است ، قطعاً جواني گمنام و كم سن و سال كه(سيدخراساني) بنا بر روايات داراي كرامات و معجزه نيز نمي باشد با كدام پشتوانه مي خواهد توده هاي مردمي را با خود همراه كند ؟ پس مي بينيم كه سيد خراساني همانگونه كه بزرگاني چون علامه كوراني اعتقاد دارند فردي گمنام نمي باشد بلكه داراي سابقه در انقلاب زمينه ساز ايرانيان است و با اين توضيح احتمال كم سن و سال و گمنام بودن سيدخراساني صفر بوده و اين مسئله كاملاً مردود است. البته همچنانكه ديديم تعابير " شاب" ، " فتي" و " رجل " به خوبي بر مقام معظم رهبري(مدظله) منطبق است. 2- سيد خراساني از بني هاشم بوده و نسبي حسيني(يا حسني) دارد موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث سيد خراساني : حدیث 1 ) جوانى از بنى هاشم كه خالى در كف دست راست خود دارد. .حدیث 8 ) فرمانده كل ، جوانى از بنى هاشم است كه در دست راستش خالى دارد. حدیث 19 ) مردى از فرزندان حسين از طرف مشرق خروج ميكند. .حدیث 34 ) سيد حسنى آن جوان زيبا از طرف سرزمين ديلم .... و موارد متعدد ديگر ... صفت سيد و از بني هاشم بودن يكي از صفات بارز سيد خراساني است كه در احاديث متعددي مورد اشاره قرار گرفته است ، احاديث شماره 1و 2و 6 و ... با عبارت " من بني هاشم " اين صفت مهم رو مورد اشاره قرار مي دهند ، حديث ديگري عبارت " رجل هاشمي " ، حديث شماره 23 با عبارت " رجل من اهل بيت " و ... پس يكي از خصوصيات بارز سيد خراساني ، انتساب او به بني هاشم مي باشد ، كه در مورد مقام معظم رهبري(مدظله) به خوبي ديده مي شود.مقام معظم رهبري(مدظله) همانگونه كه مشخص است از سلسله جليله سادات بوده و از طرف پدر و مادر صاحب اين افتخار بزرگ مي باشد. اما سيد خراساني ، سيد حسني است يا سيد حسيني ؟ روايات در اين زمينه از روشني كامل برخوردار نيست ، هرچند بنا به دلايل زير احتمال سيدحسيني بودن سيد خراساني قوي تر از سيد حسني بودن سيد خراساني مي باشد. 1- در روايات عصر ظهور چند سيدحسني وجود دارد ، در ايران ، در عراق ، در حجاز و ... ، اما سيد حسيني در روايات تنها و تنها در مورد يك شخصيت آمده است ، مردي كه در آستانه ظهور از ايران قيام مي كند و مورد ستايش اهل بيت(ع) قرار دارد.2- بيشتر افرادي كه به نام سيد حسني در روايات عصر ظهور ديده مي شوند ، قبل از ظهور به شهادت خواهند رسيد اما در روايات خبري از شهادت سيد حسيني ، حداقل قبل از ظهور نيست. كشته شدن يك سيد حسني در روايات ، قبل از ظهور ، بنا بر روايات سيد خراساني بعد از ظهور با امام زمان(عج) در عراق بيعت كرده و همراه او رهسپار فتح بيت المقدس مي گردد مثلا در روايت جالبي كه هر دو سيد حسني و حسيني وجود دارند ، خبر از شهادت سيد حسني داده مي شود در حالي كه پرچم به دست سيد حسيني مي رسد ، كه در مقالات قبلي عرض شد كه اين احتمال قوي وجود دارد كه سيدحسني اين روايت همان آيت الله سيدمحمد باقر حكيم باشد كه پرچم هدايتش توسط امام خامنه اي استمرار مي يابد و مردم با آن بيعت مي كنند تا به دست امام زمان(عج) سپرده شود. در ميان محققين ، كامل سليمان نويسنده كتاب يوم الخلاص اعتقاد دارد كه سيدخراساني از نسل امام حسين(ع) است در حالي كه علامه كوراني اعتقاد دارد كه سيد خراساني مي تواند مي تواند حسني يا حسيني باشد ، كامل سليمان اعتقاد دارد كه سيد خراساني سيدي حسيني است روزگار رهايي(يوم الخلاص)/ كامل سليمان/مهدي پور/ آفاق/ ص 1041 علامه كوراني اعتقاد دارد سيد خراساني حسني يا حسيني است. عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي/ چاپ و نشر بين الملل/ص 270 آيا ممكن است سيدخراساني هم سيد حسني و هم حسيني باشد؟ يعني پدر و مادري كه يكي حسيني(پدر) و ديگري حسني(مادر) باشد اين سعادت مضاعف را براي سيد خراساني رقم بزند؟ اما در مورد مقام معظم رهبري(مدظله) همه مي دانيم كه معظم له سيدحسيني مي باشند ، پدر ايشان از سادات شريفي است كه داراي شجره نامه مشخص بوده و به امام حسين(ع) ختم مي گردد. مروري كوتاه بر شجره نامه مقام معظم رهبري(مدظله) نسب آیت الله خامنه ای به سلطان سید محمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد می شود می رسد . ایشان به دلیل ظلم و جور عباسیان به مناطق مرکزی ایران و تفرش ، آشتیان و فراهان می آیند و از سوی مردم آن مناطق مورد استقبال قرار می گیرند ولی مأموران عباسی در تفرش ایشان را دستگیر و شهید می کنند و هم اکنون مزار ایشان در میقان اراک قرار داد . سید محمد فرزند سید محمدتقی ، فرزند سید میرزا علی ، فرزند سید میرزا اکبر ، فرزند سید فخرالدین از شجره مبارک حضرت سلطان سید محمد است که از تفرش به آذربایجان مسافرت می کنند و در شهر خامنه – 80 کیلومتری شمال غربی تبریز – ساکن می شوند . بعد از وی سید حسین ، فرزند سید محمد در خامنه مشغول هدایت و ارشاد مردم می شود و البته به نجف اشرف سفر می کنند و در آنجا به درس و بحث اشتغال می ورزند . ایشان جد حاج سید علی خامنه ای بودند .سید جواد فرزند سید حسین و پدر مقام معظم رهبری – که با شهرت خامنه ای شناخته می شود – در نجف اشرف در خانواده ای روحانی ، در سال 1273 شمسی متولد شد . در سه سالگی همراه پدر به تبریز می آیند و در محله " خیابان " سکنی برمی گزینند . وی در نوجوانی شاهد ماجراهای مشروطیت بود ، مخصوصا اینکه شوهر خواهرش " شیخ محمد خیابانی " رهبری بخش بزرگی از جریان مشروطه خواهی را در شمال غرب ایران رهبری می کرد و بطور بدیهی تمام خانواده را درگیر این جریانات ساخته بود . آقا سید جواد خامنه ای در جوانی سفری به عتبات و سفر دیگری به مشهد کرد و در همین سفر آخر ، جذب معنویت و صفای علمای مشهد و هم جواری با امام همام موسی الرضا (ع) شدند و تصمیم به اقامت در مشهد گرفتند . وی ابتدا نه ماه و سپس 9 سال در مشهد ساکن شد و از حضور علمای بزرگی چون " آیت الله آقازاده خراسانی " و " آیت الله حاج آقا حسین قمی " استفاده کردند . پدر گرامی مقام معظم رهبری در سال 1345 قمری برای ادامه تحصیل به نجف اشرف می روند و تا سال 1350 در نجف از درس علمای عظام ، " آیت الله عظمی میرزای نایینی " و " آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی " بهره وافر می برند . پس از این آقا سید جواد به مشهد باز می گردند و تا انتهای عمر پر برکت خود به وظایف دینی و علمی اشتغال می یابند . ایشان در عین برخورداری از مقامات عالی علمی ، وجهه ای مردمی و محبوب داشتند و تا آخر عمر در خانه ای محقر و البته با صفا زندگی کردند . او همواره با رژیم های سلطه ستم شاهی مخالف بود و هرگز حاضر نشد تا قدمی در موافقت و تأیید آنها بردارد . آقا سید جواد ، پس از چند ماه نقاهت و ضعف در سن 92 سالگی به لقاءالله پیوست و پیکرش در دارالفیض حرم مطهر حضرت رضا (ع) دفن گردید اما نكته قابل توجه اين است كه معظم له از ناحيه مادر نيز توفيق انتساب به سلسله جليله سادات را دارند.مادر مكرمه مقام معظم رهبري(مدظله) ، دختر آیت الله سید هاشم میردامادی و نجف آبادی ، از علمای برجسته نجف آباد اصفهان بودند . آیت الله سید هاشم میردامادی متولد 1303 ه ق در نجف اشرف بودند که ایشان سال 1210 ه ش به مشهد رفتند و در سال 1314 به علت سخنرانی تند علیه رضاخان به سمنان تبعید شدند . وی در سال 1339 ش دوباره به مشهد بازگشتند و به تفسیر قرآن در گوهرشاد پرداختند . ایشان در سن 77 سالگی و به علت بیماری فوت کردند و در جوار امام رضا به خاک سپرده شدند .نسبت آیت الله میردامادی با سی واسطه به ابوالحسن محمد دیباج ، فرزند امام صادق (ع) می رسد.http://rahevela.blogfa.com/post-6.aspx همچنين در مورد انتساب جد مادري مقام معظم رهبري(مدظله) به امام حسن مجتبي (ع) داريم : در اوایل دهه 70 شمسی با توجه به پیشینه چهارده ، موضوع شهر شدن آن مطرح و با توجه به وجود مزار حضرت امامزاده محمد ابن جعفر ( ع ) ملقب به دیباج ، بزرگان و معتمدین شهر تصمیم به نامگذاری آن به نام دیباج گرفتند که نام مبارکی است . محمد چهارمین فرزند امام جعفر صادق " ع " و کوچکتر از امام موسی کاظم " ع " بوده و مادر بزرگوار ایشان حمیده ام ولد است . همسر ایشان نیز خدیجه دختر عبدالله ابن حسن ابن حسن المجتبی " ع " امام دوم ، است http://wikimapia.org/9030922/ar/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AC همچنين : مادر مکرمه حضرت امام محمد باقر (ع) که مادر پدربزرگ محمد دیباج می شوند حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) هستند.پس با این حساب جناب محمد دیباج از طرف جد پدری به امام حسن مجتبی (ع) می رسند. اما آيا ذكر نسب از طريق مادر مي تواند درست باشد؟ جواب مثبت است ، زيرا روايتهاي متعددي وجود دارد كه حضرت رسول(ص) به حضرت زهرا(س) بشارت مي دادند كه 11 امام بعدي از نسل تو خواهند بود ، نكته قابل توجه اين است كه هنگامي كه پاي مسئله مهمي در ميان باشد ، حتي ربط هاي بسيار كوچك و غيرقابل توجه هم مهم مي شوند ، چه رسد به انتساب از طريق مادر ، سيد خراساني بعنوان فردي كه در روايات عصر ظهور ، بعنوان رهبر بزرگ جهان اسلام محسوب مي شود كه پرچم اسلام و حكومت زمينه ساز را به دست صاحب الامر مي دهد ، مطرح است و اين افتخار بسيار عظيمي است ، لذا نسب ايشان حتي اگر از طريق مادر نيز رسيده باشد ، بسيار مهم و قابل ذكر است. اما نقل قول بسيار جالبي از حجت الاسلام صديقي ، امام جمعه موقت تهران وجود دارد كه نشان مي دهد ، امام خامنه اي هم سيدحسني و هم سيد حسيني مي باشد. شرح سید حسنی و حسینی بودن امام خامنه اي(مدظله) از زبان حاج آقای صدیقی دیشب که به مهدیه امام حسن (ع) رفته بودم، حضرت آقای صدیقی، امام جمعه موقت تهران ماجرای جالب و شیرینی را در مورد مقام معظم رهبری روحی فداه نقل کردند که سعی میکنم مختصرا اینجا نقل کنم. ایشان فرمودند که قبل از انقلاب و قتی حضرت آقا جوان بودند همراه شهید هاشمی نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در شهر رشت در مورد این که آیا شخص عالم و عارفی هست که برای کسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم سوال میکنند، نشانی شخصی به نام "آقا سید صفی" را به آقا میدهند که گویا دارای کراماتی بودند، حضرت آقا به همراه شهید هاشمی نژاد قصد دیدار آقا سید صفی را میکنند و به آن نشانی میروند که نشانی منزلی بوده، وقتی وارد منزل میشوند آقا سید صفی را در حالی که عده ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند میبینند (این نکته را یادآور میشوم که حضرت آقا هیچ آشنایی قبلی با ایشان نداشتند و ایشان هم آقا را نمیشناختند، هنوز انقلاب نشده بوده و کسی هم حضرت آقا را حتی به اسم نمیشناخته) هنگامی که چشمان آقا سید صفی به حضرت آقا می افتد بلند میشوند و با حالت استقبال به طرف آقا می آیند و آقا را اینگونه خطاب میکنند که "مرحبا به سید حسنی"، حضرت آقا میفرمایند که من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سید صفی اشاره میکنند که مادر شما سید حسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت میشوند و اشاره میکنند که شما در آینده مقامی پیدا میکنید که امور این مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم میپرسند که شما که از آینده من گفتید آینده خودتان را هم میدانید؟ که آقا سید صفی با تامل و درنگ میگوید من و همسرم یک سال دیگر بیشتر زنده نیستیم... یکسال دیگر که حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه میخوانند که نام آقا سید صفی نیز در بین کشته شدگان بوده. مدتها بعد که شهید رجایی به شهادت میرسد، شهید هاشمی نژاد به دیدار آقا می آیند و به ایشان پیشنهاد میدهند که برای ریاست جمهوری اعلام آمادگی کنند که آقا میفرمایند من نمیتوانم و در ضمن امام هم مخالف حضور روحانیت در عرصه سیاست هستند، که شهید هاشمی نژاد به نبود فرد غیر روحانی وارد و آگاه و مطمئن اشاره میکنند و به حضرت آقا میگویند که شما اعلام آمادگی کنید و من با امام صحبت میکنم، و بعد از اینکه آقا به ریاست جمهوری میرسند شهید هاشمینژاد به آقا ماجرای آقا سید صفی و آن پیشگویی را یادآور میشوند، البته حاج آقای صدیقی فرمودند که ایشان شهید شدند و نبودند که ببینند منظور آن عارف، به ولایت رسیدن حضرت آقا بوده و نه رئیس جمهور شدن ایشان. - حضرت آقای صدیقی این ماجرا را با یک واسطه از شهید هاشمی نژاد نقل کردند و فرمودند در جمعی از مقام معظم رهبری صحت این ماجرا را جویا شدند و حضرت آقا نیز تایید کردند. - قبل از نقل این ماجرا، صحبت حاج آقا در مورد این بود که عده ای معتقدند سید حسنی که در روایات از ایران به یاری امام زمان میرود حضرت آقای خامنه ای هستند. - قابل ذکر است این خاطره گویی مربوط به شهریور ۸۸ می باشد سيد حسيني بودن سيد خراساني در سايتهاي عربي (شيعيان لبنان) http://www.saowt.com/forum/showthread.php?t=17214 سئوال : حديثي داريم كه عنوان مي كند سيدخراساني بعنوان كسي كه پرچم اسلام و انقلاب موعود روايات را به دست امام زمان(عج) مي دهد مطابق حديث زير از نسل جعفر طيار است ، اين مسئله درست است؟ رسول اللَّه(ص): اى جعفر آيا نمىخواهى تو را بشارت دهم؟ آيا تو را باخبر نسازم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه، آن حضرت فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كسى كه آن پرچم را به قائم مىسپارد از نسل تو است، آيا مىدانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان كسى است كه صورتش چون دينار است و دندانهايش چون شانه منظم و شمشيرش چون شعله آتش است، با خوارى داخل سپاه مىشود و با عزّت از آن بيرون مىآيد، و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مىگيرند.غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 350 جواب : هيچ يك از محققين به اين مسئله كه سيد خراساني از نسل جعفر طيار باشند اعتقاد ندارند ، يعني اكثريت روايات سيدحسيني يا حسني بودن سيدخراساني را نشان ميدهد ، و حوادث عصر ظهور هيچ خبري از بنوجعفر(نسل جعفر) نيست فقط حديثي هست كه بيان ميدارد ، بنوجعفر شكست خورده و نابود مي شوند. نابودي بني جعفر و بني عباس در عصر ظهور توسط سفياني- ملاحم و الفتن در حالي كه سيدخراساني مطابق تمام روايات پيروزمند و بدون شكست است. روايت فوق را مي توان بر دو وجه در نظر گرفت : 1- سيد خراساني از مادر به نسل جعفر طيار برسد ، همانگونه كه ديديم اين احتمال قوي وجود دارد كه مقام معظم رهبري(مدظله) از طريق مادر سيد حسني باشند ، و بررسي ها نشان مي دهد كه ازدواجي بين نسل امام حسن(ع) و جعفر طيار وجود دارد يعني فاطمه دختر امام حسن(ع) به نكاح معاويه بن عبدالله بن جعفر درمي آيد. حال سئوال اين است آيا اين ربط ضعيف مي تواند آن قدر مهم باشد كه حضرت رسول(ص) جعفر طيار را به آن بشارت دهد؟ جواب مثبت است ، زيرا هنگامي كه مسئله اي بسيار بسيار مهم باشد ، حتي ربط هاي ضعيف هم مهم و قابل توجه و ارزشمند مي شوند و چه چيزي مهم تر از ارتباط به شخصي كه زمينه ساز حكومت جهاني امام عصر(ع) مي شود و پرچم اسلام و انقلاب را به دستان مبارك او مي سپارد. وقوع ازدواج ميان فرزندان امام حسن(ع) و جعفر طيار در كتاب منتهي الامال شيخ عباس قمي اتفاقا كامل سليمان نيز چنين اعتقادي دارد و اين احتمال را مطرح مي داند كه سيد خراساني از طريق مادر به نسل جعفر طيار برسد كه ديديم چنين چيزي(احتساب جد مادري در عرف محققين) ممكن است. كامل سليمان اعتقاد دارد كه ممكن است سيد خراساني از طرف مادر به نسل جعفر طيار برسد روزگار رهايي(يوم الخلاص)/ كامل سليمان/مهدي پور/ آفاق/ ص 1041 2- وجه دوم از نسل جعفر طيار بودن ممكن است اشاره به جراحت و خلل دست امام خامنه اي(مدظله) باشد ، زيرا همانطوري كه مي دانيم جناب جعفر طيار نيز چنين خصوصيتي داشتند و دستان مبارك خويش را در راه اسلام اهداء كرده بودند در نهايت همانگونه كه عرض كرديم سيد خراساني از نسل امام حسين(ع) يا امام حسن(ع) مي باشد كه البته وجهه حسيني بودن آن غالب است ، البته اين احتمال وجود دارد كه سيدخراساني هم حسني و هم حسيني باشد كه نقل قول حجت الاسلام صديقي را در رابطه با سيدحسني و حسيني بودن مقام معظم رهبري(مدظله) ديديم. پس مي بينيم چه سيد خراساني حسيني باشد و چه همزمان حسني و حسيني ، اين ويژگي سيدخراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) كاملاً منطبق است. 3- سيد خراساني از خراسان يا مشرق (ايران) قيام مي كند. موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 1) جوانى از بنى هاشم كه خالى در كف دست راست خود دارد با بيرقهاى سياهى از طرف خراسان . حدیث 2) يك نفر هاشمى با اصحاب خود از طرف مشرق خروج ميكند .حدیث 3) شود تا اينكه خدا مردى را با بيرق سياه از طرف مشرق بفرستد .حدیث4) تا آنگاه كه خراسانى و سفيانى يكى از مشرق و ديگرى از مغرب .حدیث 5) خراساني و سفيانى بر ايشان خروج كنند، اين از مشرق و آن ديگر از مغرب .و موارد متعدد ديگر مجموعه روايات تعابير مختلفي از محل قيام سيد خراساني دارد ، " من خراسان " ، " من المشرق" ، ما در قسمت اول مقاله نشان داديم كه عبارت " من المشرق " بعنوان محل قيام سيد خراساني بر سرزمين ايران و حتي محدوده اي بزرگتر دلالت دارد. سرزمين ايران(بعنوان محل قيام سيد خراساني) حدودا در مشرق سرزمين حجاز و مدينه منوره قرار دارد. اما در مورد خراسان ، كلمه خراسان در قديم الايام منطقه وسيعي از ايران و حتي بخش هايي از افغانستان را نيز شامل ميشده است ، و در لسان اهل بيت(ع) ، عبارتهاي " خراسان " ، " مشرق زمين " ، " طالقان " ، " قم " ، " ديلم " و ... بر ايرانيان دلالت مي كرده است. عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي/ چاپ و نشر بين الملل/ص 219 اما چون عبارت خراسان بر زماني فعلي ما دلالت دارد ، درست تر آن است كه معناي اختصاصي خراسان را مد نظر بگيريم و انتساب سيدخراساني به خراسان امروزي را مورد بررسي قرار دهيم. هماهنگونه كه مي دانيد مقام معظم رهبري(مدظله) متولد خراسان هستند كه اين مطلب به روشني در صفحه اول شناسنامه معظم له قابل رويت است ، هرچند پدر بزرگوار ايشان اهل روستاي خامنه آذربايجان مي باشند ، اما به دنبال كسب علم و انجام تكليف و بهره بردن از فيوضات معنوي ، والد محترم ايشان ابتدا راهي نجف اشرف و سپس مقيم خراسان مي شود و مقام معظم رهبري(مدظله) در مشهد متولد مي شوند ، پس پندار تولد ايشان در خامنه آذربايجان (هرچند اصالتاً منتسب به آنجا هستند) اشتباه است. برخلاف عده اي كه فكر مي كنند مقام معظم رهبري(مدظله) متولد خامنه آذربايجان است ، معظم له متولد مشهد مقدس مي باشند اولين شناسنامه الكترونيكي در كشور كه براي مقام معظم رهبري(مدظله) صادر شده است قابل ذكر است كه معظم له تا دهه چهارم عمر مبارك خويش در خراسان مي مانند و با شروع انقلاب اسلامي ، مبارزه بزرگ خويش را آغاز مي نمايند و با سفر به شهرهاي مختلف به تبليغ انقلاب و روشنگري مي پردازند كه در ادامه پس از بازداشت و شكنجه بسيار به شهرهاي مختلف تبعيد مي گردند.پس به زيبايي مي بينيم كه صفت انتساب سيد خراساني را چه به معناي عام آن يعني كليت سرزمين ايران بگيريم و چه به معناي خاص آن يعني استان خراسان و شهر مشهد مقدس ، در هر دو اين صفت سيد خراساني بر امام خامنه اي(مدظله) منطبق است. البته در روايات نام برخي شهرها نيز برده شده است كه مراد بخش وسيعي از سرزمين ايران است ، مثلا در روايت شماره 34 داريم : ثم يخرج فتي الصبيح من نحو ديلم و قزوين .... دقت در اين حديث نشان مي دهد كه اولا حديث فرموده است از جانب ديلم و قزوين و نفرموده است از خود اين شهرها ، و ثانيا خود اين شهرها هم مي شوند دو شهر و قيام همزمان از دو شهر امكان ندارد و ثالثا با توجه به مطلب زير مشخص مي گردد كه منظور از ديلم منطقه وسيعي از كشور ايران است و نه يك شهر ، ديلم در عبارت " ديلم و ترك " بيشتر معني فارس مي دهد تا شهر ديلم ، حداقل منظور مناطق فارس نشين است و در ديدي بالاتر كل ايران. بنابر اين حديث و احاديث ديگر منظور از ديلم تنها شهر ديلم نيست بلكه احتمال قوي مناطق وسيعي از سرزمين ايران ، كه فارس نشين مي باشند مورد نظر است و به اعتقاد محققيني چون علامه كوراني تمام سرزمين ايران نرم افزار گنجينه روايات نور ، جامع الاحاديث / مهدي موعود / مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي 4- سيد خراساني دشمن سرسخت سفياني بوده و با او به شدت درگير مي شود موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 1) (سيد خراساني)با اصحاب سفيانى جنگ كرده آنها را شكست ميدهد.2حدیث24) سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند ..حدیث 27) سفياني گروهي را به جستجوي اهل خراسان مي فرستد ،حدیث29) پرچم هاي سياهي براي نبرد با سفياني به حركت درمي آيد .حدیث 30) پرچم هاى سياه با سفيانى مى جنگند..و ..... يكي از مشخصات بارز سيد خراساني و حركت وي ، دشمني او بر عليه سفياني و قيام بر عليه جنايات وي مي باشد كه اين رويارويي در نهايت به جنگي شديد در عراق منجر مي شود كه با شكست و عقب نشيني سفياني پايان مي پذيرد.روايات مختلفي اين درگيري و خصومت را به تصوير مي كشد ، روايتهاي شماره 1و 2و 4 مستقيما جنگ سيد خراساني با سفياني را مطرح مي نمايد ، روايت شماره 2 علت جنايات سفياني را در مدينه را خروج خراساني از مشرق مي داند ، روايت ديگري بيان مي كند كه سپاه سيدخراساني كه صاحب پرچم هدايت است پس از خروج و آغاز حركت به تعقيب سپاه سفياني مي پردازد ، روايتهاي متعددي نيزاز جنگ لشگر سيدخراساني به پرچمداري شعيب در دروازه اصطخر و كوفه خبر مي دهند.آنچه مجموعه روايات نشان مي دهد اين است كه كينه و دشمني شديدي ميان سفياني و سيدخراساني وجود دارد كه آنها در هنگام ظهور اينگونه شديدا با هم درگير مي شوند. حال اين سئوال مطرح است ، اين صفت چگونه بر مقام معظم رهبري قابل انطباق است؟ ما در مقاله مصداق شناسي سفياني عصر ظهور و انطباق آن بر پادشاه اردن ، ديديم كه مجموع نشانه ها و دلايل عقلي و روايي نشان مي دهد كه به احتمال قريب به يقين اين فرد خبيث همان سفياني عصر ظهور است ، اگر اين مسئله را بپذيريم ، آن وقت با دشمني و كينه اي كه اين فرد نسبت به شيعيان ، علي الخصوص شيعيان ايران كه آنها را " رافضي هاي فارس" (كافران فارس) مي داند و همچنين جنايات بيشمارش در حق شيعيان منطقه و حضور مستقيم و غيرمستقيم در حوادث خونبار عراق ، به خوبي علت دشمني و كينه و در نهايت جنگ شديد او با رهبر شيعيان ايران و سپاه او مشخص مي گردد ، جالب اينجاست كه حكومت اردن با سرهم كردن دروغ هاي بسيار مثلا روايي اين ايده را كه عبدالله دوم ، همان مهدي موعود يا پدر مهدي موعود است و به زودي عازم جنگ و فتح يهود و ايران خواهد شد را مطرح مي كنند.اما در حالت دوم ، ما اگر حتي مصداق سفياني را باز هم مجهول بگيريم (كه با وجود اين همه نشانه هاي عقلي – روايي چشم پوشي از مصداق آن نادرست است) ، و تنها به روايات حمايت يهود و روم از مصداق سفياني و دشمني شديدش با شيعيان بسنده كنيم ، خواهيم ديد كه در عصر حاضر ، شيعيان ايران و رهبر شجاع آنها ، امام خامنه اي كه دشمن درجه يك دولت غاصب يهودي و زورگويان غربي هستند ، بعنوان اولين و مهمترين دشمنان مصداق سفياني خواهند بود ، حال اين مصداق هركه مي خواهد باشد ، فرقي نمي كند ، اين مصداق در صورت قيام قطعاً با ايران اسلامي و رهبر ظلم ستيز آن درگير خواهد شد ، هرچند انطباق عجيب نشانه هاي روايي و دلايل محكم ديگر احتمال سفياني بودن پادشاه اردن را به شدت بالا برده است. پس مي بينيم سفياني هركه باشد دشمن او نه از مثلا كويت يا عربستان يا افغانستان و ... ، بلكه از ايران و به احتمال قريب به يقين رهبر ايرانيان خواهد بود ، زيرا هم اكنون نيز انقلاب اسلامي ايران در خط مقدم نبرد با دولت غاصب يهودي و زورگويان غربي قرار دارد.جالب است كه از مدتها پيش جنگ سرد ميان ايران و سران اردن شروع شده است ، نظريه هلال شيعي كه تلاش مي كند مسلمانان اهل سنت را بر عليه شيعيان بشوراند و خطر شيعيان مخصوصا شيعيان ايران را براي اهل سنت برجسته كند ، اولين بار توسط پادشاه اردن ارائه شد ، يا هنگامي كه در آستانه حج در سال 88 امام خامنه اي هشداري به مسولين عربستان در قبال بدرفتاري با زائران ايران داشتند ، مسئولين اردني بر خلاف انتظار به شدت واكنش نشان داده و ايران را به داشتن برنامه براي ايجاد اغتشاش در مراسم حج متهم نمودند. مصداق سفياني هر كسي كه باشد ، بنابر روايات مورد حمايت يهود و روم(غرب) قرار دارد و به نمايندگي از آنها مي جنگد و كيست كه نداند در عصر حاضر كه عصر ظهور است ، اصلي ترين و بزرگترين دشمن اسرائيل و زورگويان غربي انقلاب ايران و رهبر شجاع آن امام خامنه اي است و سفياني بعد از خروج بدون ترديد با امام خامنه اي بعنوان سيد خراساني درگير خواهد شد. هرچند انطباق عجيب نشانه هاي روايي سفياني و دلايل عقلي نشان مي دهد كه سفياني موعود روايات پادشاه اردن است. يا نشستهاي گروههاي آمريكايي عراقي مثل " العراقيه " در اردن و در محضر پادشاه اردن ، به خوبي نقش پيدا و پنهان اردن و عبدالله دوم در حوادث عراق را نشان داده و از تمايل آنها بر تسلط مستقيم و غير مستقيم بر عراق خبر مي دهددر نهايت حساسيت فوق العاده ايران و اردن در قبال عراق ، پيش بيني روايات شريف درباره درگيري لشگر سيدخراساني و سفياني در عراق را نشان مي دهد و اين مسئله دليلي ديگري مي تواند باشد بر انطباق نشانه هاي سيدخراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) ، و سير تحولات بعد از خروج و درگيريها در عراق با اين انطباق به خوبي قابل درك و تحليل و تفسير است. 5- سيد خراساني صبيح الوجه بوده و چهره اي زيبا و ماه گونه دارد موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 16 )او همان كسى است كه صورتش چون دينار است .حدیث 28)سيد حسني كه صورتش چون ماه تابان است .حدیث 29)جواني از بني هاشم هست كه صورتش چون قرص قمر است . حدیث 34 )آنگاه سيد حسنى آن جوان زيبا که از دیلم است ... يكي ديگر از صفات سيد خراساني كه در چند روايت مورد اشاره قرار گرفته است ، " صبيح الوجه " بودن ايشان است ، " صبيح الوجه " در فرهنگ و لغت عربي به معناي زيبا ، خوبرو و سفيدرو( نوراني) مي باشديا در حديث شماره 29 آمده است " وجهه كدائره القمر" چهره او(سيدخراساني) همانند قرص قمر است (زيبا و نوراني است) همچنين در روايت 16 آمده است : " وجهه كالدينار " ، صورت او مانند دينار ، درخشان و برافروخته است. به رغم مدعياني كه منع عشق كنند ، جمال چهره تو حجت موجه ماست! صفت " صبيح الوجه " بودن و " وجهه كدائره القمر" به خوبي بر مقام معظم رهبري(مدظله) منطبق است با بررسي تصاوير مقام معظم رهبري(مدظله) اين صفت آن قدر آشكار است كه هيچ نيازي به توضيح و تفسير ندارد.بسياري از افرادي كه معظم له را از نزديك زيارت كرده اند تا مدتها تحت تاثير معنويت و جذبه و زيبايي وي بوده اند.و بسياري از جوانان شيعه حزب الله لبنان و ايران تحت تاثير اين زيبايي مقدس ، مجموعه اي از تصاوير مبارك معظم له را گرد آوري نموده اند كه نگارنده اين مطالب نيز توفيق چنين شور و حالي را داشته است. 6- سيد خراساني بر دست راستش نشانه يا خللي دارد موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده:حدیث 1) جوانى از بنى هاشم كه خالى در كف دست راست خود دارد . حدیث 8) جوانى از بنى هاشم است كه در دست راستش خالى دارد . حدیث24) جواني از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش، خال سياهي است حدیث 26) در کف دست راست او خالی(خللی)است . حدیث 29) و در دست راستش خالي(خللي) هست .يكي از مشخصات جسماني ديگر سيد خراساني ، وجود خال يا نشانه يا خللي در دست راست ايشان است ، كه با عبارت " علي يده الايمن خال " كه در حديثي ديگر بصورت " علي يده اليمني خال " يا در جاي ديگري " بكفه الايمن" يا " بكفه اليمني " ذكر گرديده است . قابل ذكر است كه اين صفت فقط مختص سيدخراساني بوده و در هيچ يك از ديگر شخصيتهاي عصر ظهور بر اين صفت اشاره اي نشده است ، مثلا در مورد رنگ صورت ما در مورد شعيب يا سفياني يا غيرمستقيم در مورد ابقع و اصهب ، اشاره به رنگ صورت را داريم ، اما اشاره به خال يا خلل دست راست فقط در مورد سيد خراساني وجود دارد.برخي از عزيزان معناي خال را به معناي ظاهري آن يعني وجود نقطه سياه كوچك در پوست بدن مي دانند ، اما آنچه روشن است اين است كه در اين فرازها معناي نشانه بيشتر مقبول است زيرا وجود خالي كوچك در دست مخصوصا اگر در كف دست باشد ، به هيچ وجه نمي تواند به آساني بعنوان نشانه اي قابل رديابي و شناسايي مورد استفاده قرار گيرد.البته برخي نيز اعتقاد دارند كه صحيح عبارت خلل مي باشد كه به معناي سستي و نقص مي باشد. ما خال را چه به معناي نشانه بگيريم و چه به معناي سستي و خلل به خوبي بر مقام معظم رهبري(مدظله) قابل تطبيق است.از زماني كه دست راست امام خامنه اي در جريان ترور كور مسجد ابوذر آسيب ديد ، بسياري از آگاهان به اين نشانه معظم له به عنوان يكي از نشانه هاي آشكار سيد خراساني پي بردند. روايات متعددي از دست راست سيدخراساني بعنوان يكي از مشخصات وي نام برده اند نقل قولي از حضرت امام در بعد از اين ترور و ايجاد نقص در دست راست مقام معظم رهبري(مدظله) وجود دارد كه بسيار قابل تامل است.البته روايت ديگري وجود خال يا خلل را در دست چپ سيد خراساني مي دانند " علي يده اليسري خال " كه اكثريت محققين آن را درست ندانسته و اعتقاد به خال يا خلل در دست راست سيد خراساني دارند. علامه كوراني اعتقاد دارد كه سيد خراساني در دست راستش نشانه اي دارد نه در دست چپش عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي/ چاپ و نشر بين الملل/ص 270 مروري بر حادثه شگفت انگيز و قابل تامل انفجار در مسجد ابوذر یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود.دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یك‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یك‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. پزشکان از زنده ماندن معظم له در این انفجار شدید که در فاصله بسیار نزدیک ایشان رخ داد ، شگفت زده بودند نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون.بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی.خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.یك دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند .واقعا سوت كشيدن اين بلندگو از الطاف الهي بود. چرا كه بلندگو دقيقا در برابر سينه ايشان گذاشته شده بود و اين اتفاق موجب شد تا ايشان مقداري به سمت چپ، به عقب بروند و همين باعث شد كه جراحات حاصل از اين انفجار بيشتر متوجه سمت راست بدن ايشان بشود. آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالای سر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یك محافظ، به تنهایی تلاش كرد كه آقا را بیاورد بیرون. امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یك ضبط صوت ‌افتاد كه مثل یک کتاب، دو تکه شده بود.البته ماده انفجاری اصلی آن عمل نکرده بود و فقط چاشنی منفجر شده بود. روی جداره‌ی داخلی ضبط شكسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی».اما بعدها در بيانيه وزارت خارجه آمريكا درباره سازمان مجاهدين خلق، مجروح شدن آيت‌الله خامنه‌اي يكي از مجموعه اقدامات تروريستي این سازمان خوانده شد.بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار كه ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند. در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید.ا آن صورت خون‌آلود، کسی امام جمعه‌ی شهر را نشناخت. دکتری با گوشی، دکتری ضربان قلب را گرفت: «نمی‌شود کاری کرد.» محافظ‌ها با سرعت به سمت در خروجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند‌؟ دارند تمام می‌کنند» سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از سینه کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه به راحتی دیده می‌شد.چند رگ و عصب دست راست ايشان نيز قطع شد و در نهايت دست راست ايشان سلامتيش را باز نيافت.پزشکان از زنده ماندن معظم له در این انفجار شدید که در فاصله بسیار نزدیک ایشان رخ داد ، شگفت زده بودند. تقدير الهي چنين رقم خورده بود كه ايشان براي آينده نظام حفظ و افتخار جانبازان در خيل جانبازان انقلاب اسلامي شوند. 37 واحد خون و فراورده‌های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش‌های انعقادی را مختل ‌کرد. دو سه بار نبض افتاد یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی‌راه نمی‌گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟ فشار کم‌کم بالا آمد و دوباره شروع کردند.گفته بودند قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نكند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می‌گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید.» دکترها می‌گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته‌ و برگشته. یک‌بار همان انفجار بمب بود، یك‌بار خون‌ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یك‌بار هم جمع شدن پروتئین‌ها در ریه و حالت خفگی. http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=193492. http://www.jahannews.com/vdcj88evtuqe88z.fsfu.html مطلبي قابل توجه در رابطه با ايجاد جراحت و خلل در دست راست امام خامنه اي(مدظله) و توجه امام راحل و بزرگان ديگر به سيد خراساني بودن معظم له در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، آيت الله شهيد سيدعباس موسوي (دبيركل سابق حزب الله لبنان) براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيند و بعد با آسيداحمد آقا ملاقات ميكند و به ايشان تسليت ميگويند و بعد يك روايت به ايشان ميگويد كه مضمونش اين است كه پيغمبر اسلام (س) به علي (ع) ميفرمايند كه در آخرالزمان يكي از فرزندان من كه همنام پيامبر بني اسرائيل است به حق قيام ميكند و ظالم از كشورش بيرون ميكند و حكومت تشكيل ميدهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان كه همنام علي است صاحب حكومت ميشود و در دست راستش خللي وارد ميشود و پرچم را به صاحب امر ميدهد. تا سيد عباس اين روايت را به آسيداحمدآقا گفت. آسيداحمدآقا گفت: حالا شما اين را گفتيد. منم يك چيز به شما بگويم كه وقتي روز ششم تير آقاي خامنه اي ترور شد. به من گفتند كه اين خبر را به امام بدهيد. من ترسيدم كه خبر را بگويم باراي قلب امام مشكلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم پيش امام. تا امام مرا ديد فرمود: فكر ميكنيد كه من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است. بعد امام به من فرمود كه دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟ منم گفتم كه دست راست ايشان ديگر كار نميكند و عصب دستشان از كار افتاده است بعد از اينكه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و سه بار فرمود: الحمدلله من تعجب كردم كه چرا امام اين را گفت و اظهار ناراحتي يا چيزي نگفتند. و من اين ماجرا را نميدانستم تا موقعي كه حديثي كه شما گفتيد خواندم و فهميدم كه منظور امام چي بود. برگرفته از : http://hassanbadry.blogfa.com/post-2393.aspx 7- سيد خراساني داراي قدرت و اختيار انتخاب شعيب بن صالح است موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 1) كه شعيب بن صالح در فرمانده لشگر او(سيدخراساني) خواهد بود .حدیث 8 )(سيد خراساني) مردى از بنى تميم را براى جنگ با امويان به طرف اصطخر مى فرستد كه به او شعيب بن صالح مى گويند . حدیث 26) پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است .حدیث 27 ) پرچمدارش شعيب بن صالح است .حدیث 31 ) شعیب بن صالح، جوان گندمگون و تیزفهمی از اهالی تهران که سرپرستی نیروهاي خراساني را بر عهده دارد .و.... يكي از صفاتي كه براي سيد خراساني در احاديث ذكر شده است ، داشتن فرمانده لشگر شجاع و قدرتمندي بنام شعيب بن صالح است كه روايات متعددي بر اين مسئله دلالت دارد.شعيب بن صالح ، سردار بنام و شايسته سيد خراساني عصر ظهور است كه بنا بر رواياتي معتبر 72 ماه قبل از ظهور در فضاي اهل مشرق كه ما ثابت كرديم بر سرزمين ايران دلالت مي كند ، ظاهر مي گردد ، مشخصات جسمي و شخصيتي متعددي براي جناب شعيب بن صالح ذكر گرديده است كه تا حدود زيادي كار مصداق يابي را امكان پذير مي كند ، ما در مقالات سه گانه اثبات حقيقت بزرگ ، نشان داديم كه چگونه به طرز شگفت آوري صفات روائي شعيب بن صالح بر جناب دكتر احمدي نژاد منطبق است و دلايل عقلي محكمي نيز اين انطباق را تاييد مي نمايد. اما براي بهره بردن در اثبات سيدخراساني بودن مقام معظم رهبري(مدظله) ما براي مصداق شعيب دوحالت را در نظر مي گيريم : 1- احمدي نژاد شعيب بن صالح باشد : كه دلايل محكم روايي و مستندات قوي اين احتمال را قريب به يقين مي سازد ، در اين حالت اگر بپذيريم كه احمدي نژاد مصداق شعيب بن صالح روايات باشد ، به خوبي مسئله سيد خراساني بودن امام خامنه اي نيز (در اين صفت) اثبات مي گردد ، زيرا شعيب توسط سيدخراساني انتخاب به مقام فرماندهي لشگر انتخاب خواهد شد.2- احمدي نژاد شعيب بن صالح نباشد : هرچند احتمال اين مسئله با توجه به دلايل متعدد بسيار ضعيف است ، اما حتي اگر احمدي نژاد نيز شعيب نباشد ، شعيب هركسي كه باشد بايد توسط سيد خراساني به فرماندهي لشگر انتخاب شود ، و اكنون ولي امر مسلمين بعنوان رهبر مردم مشرق زمين روايات و رهبر اهل خراسان ، داراي قدرت و اختيار انتخاب شعيب بن صالح است و مي تواند شعيب بن صالح حقيقي را در لحظه موعود كه تحولات بزرگ عصر ظهور آغاز مي گردد ، معرفي نمايد(البته به احتمال قريب به يقين حتي در آن زمان نيز اين انتصاب به اسم انتصاب شعيب بن صالح نخواهد بود ، انتصاب به فرماندهي كل لشگر و تفويض اختيارات ، چيزي كه در زمان 8 سال دفاع مقدس نيز به صورت طبيعي انجام گرفت ، اين بار نيز اين انتصاب علي الظاهر طبيعي خواهد بود ولي آگاهان مي دانند كه اين همان تحقق وعده روايات در انتخاب شعيب بن صالح فرمانده لشگر اهل مشرق زمين توسط سيدخراساني مي باشد) شعيب بن صالح هركسي كه باشد ، در حال حاضر كه عصر ظهور است و ما بسيار بسيار نزديك به ظهوريم ، قطعاً بايد توسط امام خامنه اي به فرماندهي لشگر ايرانيان انتخاب شود و اين مسئله همان انطباق صفت خراساني بودن آقا يعني داشتن قدرت انتخاب شعيب را نشان مي دهد ، هرچند مجموعه روايات و دلايل محكم عقلي ثابت مي كند كه به احتمال قريب به يقين ، دكتر احمدي نژاد همان شعيب بن صالح موعود روايات عصر ظهور است البته تمام شواهد و قرائن نشان مي دهد كه احمدي نژاد به احتمال قريب به يقين همان شعيب بن صالح روايات عصر ظهور است و اين مسئله به زيبايي يكي از صفات سيدخراساني يعني دارا بودن قدرت و اختيار انتخاب شعيب توسط سيد خراساني را در وجود مقام معظم رهبري(مدظله) نشان مي دهد. 8- سيد خراساني رهبر اهل مشرق زمين يا يكي از مقامات برجسته آنان است موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 2 ) يك نفر هاشمى با اصحاب خود از طرف مشرق خروج ميكند .حدیث 8) فرمانده كل ، جوانى از بنى هاشم است كه در دست راستش خالى دارد .حدیث14 ) آنگاه سيد حسنى آن جوان زيبا از طرف سرزمين ديلم خروج كرده و با صداى رسا (خطاب به يارانش) صدا ميزند .حدیث 17) آنگاه خداوند مرد نيرومند عجمي را بر آنها مسلط مي كند كه از منطقه اي برمي خيزد كه سلطنت از آن آغاز شده است(يعني از خراسان ).حدیث 31) شعیب بن صالح، جوان گندمگون و تیزفهمی از اهالی تهران که سرپرستی نیروهاي خراساني را بر عهده دارد. آنچه از مجموعه احاديث مرتبط با سيد خراساني به دست مي آيد اين مسئله است كه سيد خراساني رهبري قيام اهل مشرق زمين در آْستانه ظهور را بر عهده دارد ، اين مسئله كه در هنگامه قيام اهل مشرق زمين ، سيد خراساني بعنوان رهبر اين حركت مي باشد ، امري آشكار و پذيرفته شده است اما سئوال مهم اين است كه آيا سيدخراساني قبل از قيام هم در حكومت ايرانيان منصبي دارد يا فردي گمنام مي باشد كه در آستانه قيام به يك باره حركت خويش را آغاز مي نمايد ؟ رواياتي وجود دارد كه نشان ميدهد سيد خراساني قبل از قيام هم در حكومت ايرانيان داراي منصب مي باشد و در امور دخالت دارد و فردي گمنام و ناشناخته نيست از جمله روايتي كه بيان مي دارد : خداوند با مردي از ما اهل بيت(ع) بر آل محمد(ص) منت مي نهد ، كه با تقوا گام مي سپارد و بر اساس هدايت رفتار مي كند ، و در كارهايش رشوه نمي گيرد ..... بشاره الاسلام ص 161اين حديث نشان مي دهد كه سيد خراساني در حكومت ايرانيان صاحب منصب است زيرا بحث رشوه گرفتن يا نگرفتن تنها در دستگاه حكومتي و اداري است كه معني پيدا مي كند و رشوه گيري براي فردي كه گوشه گير و گمنام است معنايي ندارد.عبارت رفتار بر اساس هدايت و حركت با تقوا نيز به طور ضمني بيانگر همين حقيقت است. صفت شماره 6 نشان مي دهد كه محققين عرب زبان لبناني اعتقاد دارند كه سيدخراساني از مقامات ايران است http://www.saowt.com/forum/showthread.php?t=17214 محققيني چون علامه كوراني و فارس فقيه نيز چنين اعتقادي دارند كه سيد خراساني در حكومت ايرانيان يا رهبر است و يا مقام بسيار برجسته اي دارد ، حتي علامه كوراني اعتقاد دارد كه سيدخراساني در خلال جنگ طولاني مدت ايرانيان با دشمنانشان مي باشد كه به سرپرستي اهل مشرق زمين انتخاب مي شود ، هرچند خود به هيچ وجه مايل به اين مطلب نيست. علامه كوراني اعتقاد دارد كه سيد خراساني رهبري حكومت مشرق زمين را بر عهده دارد (قابل توجه است كه كتاب عصر ظهور در قبل از سال 1366 ، چند سال قبل از رهبري مقام معظم رهبري(مدظله) نگاشته شده است عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي/ چاپ و نشر بين الملل/ص273 انطباق اين صفت يعني صاحب منصب بودن سيدخراساني در حكومت ايرانيان در مورد مقام مقام رهبري(مدظله) نياز به توضيح ندارد اما آنچه قابل توجه است انتخاب ايشان به مقام رياست جمهوري در خلال دفاع مقدس است و اين مسئله كه ايشان به اين انتخاب راضي نبودند و قابل تامل است كه اين نارضايتي ايشان در پذيرش مسئوليت حتي در بحث رهبري نيز ديده مي شود و به خوبي بر ايشان منطبق است.پس رهبري فعلي امام خامنه اي بر كشور ايران ؛ بعنوان انطباق يكي از نشانه هاي سيدخراساني روايات مي باشد. عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي/ چاپ و نشر بين الملل/ص 219 آيت الله مهدوي كني در رابطه با خاطرات خود از اكراه مقام معظم رهبري در پذيرش منصب مي گويند :دوستان در آن جلسه به آقای خامنه‌ای پیشنهاد دادند که شما نامزد ریاست جمهوری بشوید. ایشان گفتند من به چند جهت نمی‌پذیرم؛ یکی اینکه بیمار هستم. من تازه از بیمارستان آمده ام (به خاطر همان جریان انفجار) و آمادگی ندارم. مسئله دوم اینکه خوب نیست دو تا آخوند ریاست قوه مجریه را داشته باشند. آقای مهدوی کنی که نخست وزیر هستند، من هم رئیس جمهور بشوم؛ دو تا آخوند خوب نیست. مردم می گویند همه چیز را خودشان قبضه کرده اند. جهت سوم اینکه اگر قبول بکنم دلم می خواهد کسی نخست وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم؛ مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود.» با وجود مخالفت های آیت الله خامنه ای با بحث کاندیداتوری اصرارها ادامه یافت و این گونه بود که ایشان تصمیم به حضور در عرصه رقابت گرفتند.http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34123 و اكراه مقام معظم رهبري در پذيرش منصب رهبري نيز آنچنان مشهور است كه نياز به طرح و بيان ندارد http://pakhsh-iran.com/site/article2427.html 9- سيد خراساني مقام بسيار بلندمرتبه اي در نزد اهل بيت(ع) دارد. موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 3) طرف مشرق بفرستد كسى كه آن بيرق را يارى كند خدا او را يارى ميكند و كسى كه نصرت آن را ترك كند خدا نصرتش را ترك ميكند، . حديث 16) و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مي گيرند.حدیث 20 )كه گرامي ترين اسب سوار عرب است ، خداوند به وسيله آنها دين را ياري مي كند. حدیث 32) شما را به راه و روش پيامبر مي برد ، و شما را از كوري نجات مي يابيد و زحمت جستجو از شما برداشته مي شود ، و وظيفه سنگيني را از گردن خود ساقط مي كنيد. حدیث 33) و ایشان بزرگانی هستند که خدا وصفشان را در کتابش فرموده. يكي از صفاتي كه مي توان براي سيد خراساني از مجموعه احاديث مرتبط با اين شخصيت استخراج كرد ، اين موضوع است كه سيد خراساني فرد بسيار بلندمرتبه اي مي باشد و در نزد اهل بيت(ع) جايگاه برجسته اي داشته و مورد تمجيد است.در حديث شماره 3 ، مي بينيم كه معصوم(ع) بيان مي دارد كه خداوند بيرق سيدخراساني را ياري مي كند و ياري كننده اش را نيز ، و اين ارزش بالاي سيدخراساني و حركتش را نشان مي دهد ، يا در حديث شماره 16 مي بينيم كه حضرت رسول اكرم(ص) مي فرمايد كه " جبريل و ميكائيل " او را در ميان مي گيرند! ، كه علاوه بر مقام بلندمرتبه و شامخ سيدخراساني نشان از عظمت حركت او يعني آغاز تحرك سپاه امام زمان(عج) دارد . از موارد ديگري كه ذكر شده است به خوبي مي توان به مقام بسيار برجسته سيدخراساني كه توفيق ياري كردن و مقدمه سازي براي امام عصر(عج) و اهداي پرچم اسلام و انقلاب به آن امام همام را مي يابد ، واقف شد. از سوي ديگر سيد خراساني به عنوان اهداء كننده پرچم انقلاب مقدمه ساز ظهور به دست امام زمان(عج) مي باشد ، انقلابي كه آغاز كننده اش مردي از قم مي باشد كه ديديم بنا بر اعتقاد بسياري از محققين امام خميني(ره) است ، پس اگر بنيانگداز اين انقلاب موعود امام خميني با آن مقام شامخ و والا باشد ، قطعاً سيد خراساني نيز به عنوان به نتيجه و سرانجام رساننده اين انقلاب تاريخي بايد داراي چنان مقام برجسته و با عظمتي باشد همانند بنيانگذارش ، و اصلا قابل قبول نيست كه فردي گمنام و ناشناخته كه از سابقه مجاهدت درخشاني برخوردار نيست چنين رسالت عظيمي را بتواند انجام دهد ، همچنانكه مجموعه احاديث نيز خلاف اين را نشان مي دهد.ما اعتقاد داريم مقام شامخ امام خامنه اي در نزد اهل بيت(ع) آنچنان بالا و روشن است كه نياز به هيچ توضيح و تفسيري ندارد ، اما من باب تبرك به ذكر مواردي اكتفا خواهيم كرد: نظرات بسيار عجيب و قابل تامل بزرگان عرفان درباره مقام معظم رهبري(مدظله) كه نشان دهنده جايگاه بسيار برجسته و ممتاز معظم له مي باشد امام خميني(ره): من مضطرب هستم تا برگرديد! امام خميني(ره) خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان: هر موقعي‌كه شما به سفر مي‌رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد! همچنين امام راحل در مورد امام خامنه اي مي فرمودند : شما مانند خورشيدي هستيد كه نورافشاني مي كنيد. آيت‌الله العظمي بهجت : ختم صلوات براي سلامتي آقا فرزند آيت‌الله العظمي بهجت با اشاره به همزماني روزهاي پاياني عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان كردستان، در بيان حالت روحي ايشان، به حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامت رهبري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اين موضوع سبب شد تا معظم‌له براي سلامتي رهبر انقلاب چندين ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر اين ختم‌ها كه براي سلامتي رهبر انقلاب بوده است تا آخرين ساعت عمر حضرت آيت‌الله بهجت ادامه داشته است. برخي نيز از پيش‌بيني رهبري آقا چند سال پيش از رهبري توسط ايشان خبر داده‌اند. فرمايشات آيت الله حسن زداه آملي : گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است علامه عظيم‌الشأن حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم. ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج). حجت الاسلام فاطمي نيا : اين مرد بزرگ عز اسلام است این مرد بزرگ عز اسلام است و هرکس با این مرد بزرگ با مقام معظم رهبری مخالفت کند.خدا ازش نمی گذرد،اگر یقین نداشتم نمی گفتم خدایا تو شاهدی که چیزی می دونم و می گم جوانی باشد ،پیری باشد،هرکس باشد با یک مشت افکار پوسیده وپاشیده که از صاحبان هواهای فاسد نفسانی گاهی عرضه می شود .توجه فرمودی؟اگر کسی گوش به حرف کسی بده و خدای ناکرده بر این بر بیاد که با این مرد بزرگ که امروز ابروی اسلام است،عز اسلام است.این فرزند حضرت زهرا ،بخواد امروز این میراث پرچم دار اسلام است،امروز این میراث مشعل دار ام القری است.رهبر ما این مرد بزرگههرکس با او مخالفت کنه با اسلام مخالفت کرده و هرکس با شئونات اسلام مخالفت کند خدا او را نمی بخشدحواستون باشهفایل صوتی:678 کیلوبایتدانلود کلیپ صوتی مستقیم یا غیر مستقیم آيت الله العظمي بهاءالديني : خورشيد اينجا تابيد و رفت! روزي بعد از ملاقات حضرت آقا با آيت‌الله بهاءالديني از ايشان مي‌پرسند كه آيا ديروز مقام معظم رهبري به اينجا آمده بود؟ ايشان در جواب مي‌فرمايند: بله چند دقيقه خورشيد اينجا تابيد و رفت، او چون خورشيد داراي خير و بركات است. يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني خبر مي‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز مي‌خواهند تشريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان مي‌روند كه متوجه مي‌شوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه ايستاده‌اند. مي‌گويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان مي‌فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمده‌ام استقبال. آيت الله طالقاني : اميد آينده اسلام مرحوم آيت‌الله طالقاني تصريح مي‌فرمودند: آقاي خامنه‌اي اميد آينده اسلام است. آيت‌الله العظمي ميلاني در سنين جواني ايشان را مجتهد خطاب مي‌كند. آيت الله صدوقي : آيت الله العظمي خامنه اي(در سنين جواني آقا!) در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندرعباس اختلافي در گرفت. آقاي صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: "تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي آقاي خامنه‌اي " پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي رسيده‌اند؟ آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: "بله كه آيت‌الله‌ هستند. "(حجت‌الاسلام راشد يزدي) http://www.jahannews.com/vdcfcjdyvw6d0ea.igiw.html اين تعابيرعميق و تمجيدهاي عجيب از سوي كساني كه در صدق و راستگويي آنها ذره اي شائبه و شك وجود ندارد ، انسان را متوجه اين حقيقت مي نمايد كه امام خامنه اي كه اينك ولي امر مسلمين و بزرگ رهبر جبهه حق در مصاف با باطل است ، جايگاه بسيار برجسته اي در نزد اهل بيت عصمت و طهارت(ع) دارد كه اين خصوصيت ايشان كاملا منطبق بر صفتي از سيدخراساني مي باشد كه انقلاب موعود مقدمه ساز روايات رو رهبري كرده و پرچم اسلام و انقلاب را به دستان مبارك حضرت مهدي(عج) مي سپارد. 10 - سيد خراساني اراده اي بسيار محكم داشته و با صلابت و ابهت است. موارد وجود اين صفت در مجموعه احاديث ذكر شده: حدیث 17 ) آنگاه خداوند مرد نيرومند عجمي را بر آنها مسلط مي كند كه از منطقه اي برمي خيزد كه سلطنت از آن آغاز شده است(يعني از خراسان و ايران) . حدیث 17)وارد شهري نمي شود جز اينكه آن را مي گشايد ، پرچمي بر عليه او برافراشته نميشود جز اينكه سرنگون مي شود ، نغمه اي بر عليه او ساز نمي شود جز اينكه آنرا نابود مي سازد حدیث 17) واي بر كسي كه با او درگير شود حدیث 19 ) اگر كوههاى او را استقبال كنند (كه از او جلوگيرى نمايند) آنها را خراب كرده جاده خود قرار مىدهد .حدیث 19) از طرف مشرق مى آيد . اگر كوه ها سد راه وى شوند ، آنها را خاك كرده و راهى از ميان آنها مى يابد . و ... يكي ديگر از صفاتي كه براي سيد خراساني مي توان از مجموعه احاديث مرتبط با اين شخصيت گرانقدر استخراج نمود ، صفت قدرتمندي و واجد اراده اي پولادين و خلل ناپذير بودن وي مي باشد كه در احاديث متعددي مورد اشاره قرار گرفته است ، حديث شماره 6 سيد خراساني و يماني را داراي اراده اي پولادين مي داند ، حديث شماره 17 او را با لفظ مرد قدرتمند عجمي برمي شمرد ، حديث شماره 19و 20 هم همان صفتي را كه براي شعيب ذكر كرده اند بودند براي سيد خراساني هم ذكر مي كنند ، يعني اراده اي خلل ناپذير كه اگر با كوه برابر شود ، آن را از جاي بر مي كند! و حديث شماره 17 به شدت بر قدرتمند بودن سيدخراساني و سپاهش تاكيد مي كند.البته در قسمت اول مقاله تعابير ديگري در مورد رهبران انقلاب موعود و ياران آنها ديديم كه بر سيد خراساني بعنوان رهبر قيام كننده انقلاب موعود روايات نيز به طريق اولي صدق مي كند عباراتي مانند : " كان قلوبهم زبرالحديد " ، " لوستقبلته الجبال لهمدهاو تخذ فيها طريقا " ، " اسدا لايفرون " ، " يسير الرعب امامها شهرا " ، " ويل لمن ناواهم "قلبهايشان مانند تكه هاي آهن است ، اگر با كوهها روبرو شود ، آن را مي شكافد و به پيش مي رودآنان شيران بدون فرار هستند ، رعب و هراس يكماه زودتر از آنها حركت مي كند ، واي بر كسي كه با آنها درگير شود.همگي اين فرازها نشان ميدهد كه سيد خراساني نيز چون رهبر موعود قم و شعيب داراي اراده اي خلل ناپذير مي باشد و به واسطه همين اراده و قدرت است كه بر دشمنانش چيره خواهد شد. اما در مورد انطباق اين صفت سيد خراساني بر امام خامنه اي: اين صفت نيز در وجود معظم له بسيار آشكار و همه فهم است ، ايستادگي و مقاومت اين شخصيت عظيم القدر است كه موجب مي شود ياران حق چه در داخل و چه در گروههاي مقاومت منطقه از حزب الله تا حماس و يمن ، اميد و قدرت و توان مقاومت بگيرند. شخصي مانند سيد حسن نصرالله كه در شجاعت و قدرت زبانزد دوست و دشمن است ، با تواضع و دست بوسي خويش بر دستهاي فرمانده قدرتمند خود بوسه مي زد و دشمن خارجي از تهديدهاي گاه گاهش به رعشه و لرزه مي افتد. (صلابت و هيمنه دشمن شكن امام خامنه اي در برابر كفار و منافقين) نهيب امام خامنه اي بر سر منافقين در دوران سياه اصلاحات آمريكايي و دشمنان خارجي : اگر مسئولين بخواهند انقلاب را از مسير خودش منحرف كنند ، من مردم را وارد صحنه خواهم كرد اگر دشمن بخواهد فشار بياورد نمي تواند صلح امام حسن را بر ما تحميل كند ، اگر دشمن فشار بياورد ، كربلا ايجاد خواهد شد! اگر دشمن بخواهد حماقت كند و دست به حمله نظامي بزند ، پاسخ ما محدود به منطقه نخواهد بود هنوز يادمان نرفته است كه در دوران سياه اصلاحات آمريكايي چطور معظم له يكه و تنها در ميدان مبارزه با منافقين با نهيب هاي دشمن شكنش ، راه را بر دشمن رخنه كرده در داخل مي بست و وقتي دشمنان داخل و خارج را در حال طراحي توطئه بزرگ ديد ، آنچنان با صلابت و محكم تهديد به قيام عاشورايي نمود كه هنوز كه هنوز است در جان و دل دوستان و دشمنان باقيمانده است.پس مي بينيم كه اين صفت سيدخراساني هم به خوبي بر ولي امر مسلمين منطبق است. دشمن به شدت از نهيب هاي آتشين و حيدري ، امام خامنه اي در هراس است ، زيرا مي داند كه ميليونها جان بركف ، منتظرند تا او اشاره اي كند تا مانند صاعقه بر سر دشمنان فرود آيند و اين همان تفسير روايات شريف عصر ظهور در مورد سيدخراساني و يارانش مي باشد. " كان قلوبهم زبرالحديد " ، " لوستقبلته الجبال لهمدهاو تخذ فيها طريقا " ، " اسدا لايفرون " ، " يسير الرعب امامها شهرا " ، " ويل لمن ناواهم " عطش حضور مقام معظم رهبري در دوران دفاع مقدس در جبهه هاي جنگ آنچنان زياد بود كه معظم له قسمت زيادي از وقت خود را در جبهه هاي جنوب و گاها خط مقدم مي گذراندند تا جايي كه حضرت امام(ره) مجبور شدند بر ايشان تكليف كنند كه به جبهه نروند و اينكار را براي ايشان حرام اعلام كردند. اكنون قدرت و هيمنه و صلابت امام خامنه اي و سپاهش در چشم دشمنان بزرگ است كه با وجود محاصره چند ساله ايران ، و آماده بودن تمام مقدمات حمله نظامي جرات حمله به ايران در دشمنان وجود ندارد. حضور شجاعانه امام خامنه اي(مدظله) در ناوشكن جماران در حالي صورت گرفت كه ناوهاي بسياري از دشمنان در خليج فارس حضور داشته و بنا بر برخي اخبار در حالت جنگي نيز بودند. پس به خوبي مي بينيم كه صفت نيرومندي و قدرت سيد خراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) منطبق مي باشد و معظم له با دارا بودن اراده اي قدرتمند و خلل ناپذير و همچنين قدرت نظامي بالا به همراه سپاهش ، به خوبي واجد صفت مذكور سيد خراساني مي باشد. انشاالله در بخش دوم قسمت سوم مقاله جامع سيد خراساني انطباق ساير صفات سيد خراساني بر مقام معظم رهبري(مدظله) و همچنين دلايل متعدد عقلي بر اين مسئله و موارد متعددي در اين زمينه ارائه خواهد شد. التماس دعا .......................................................................... کلیپ - سرود گروهی از جوانان شیعه بحرین در وصف رهبری جهان اسلام . ایت الله خامنه ای (مدظله) کاری از یکی از اعضای مبشران ظهور: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part1.rar http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part2.rar http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part3.rar http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://roshan313.persiangig.com/audio/rahbar/seyedKhorasany.part4.rar (بعد از دانلود شماره یک را بوسیله نرم افزار winrar بازکرده و Extract کنید) ........................................................................... - عزيزان طي روزهاي گذشته خبرهاي مختلفي داشتيم كه فردي مجهول الهويه به اسم درخواست كمك مادي به تخريب چهره گروه مبشران پرداخته است ، در پاسخ به اين تخريبهاي سخيف بايد عرض كنيم : چراغي را كه ايزد برفروزد هر آن كس پف كند ريشش بسوزد